به قلم: حجتالاسلاموالمسلمین دکتر حاجبی، استاد حوزه و دانشگاه
در سالهای اخیر یکی از جلوههای مهم پرهیزکاری که بهدرستی مورد توجه قرار گرفته، مسئله استحکام خانواده است. وقتی از تربیت دینی سخن گفته میشود، نمیتوان از کنار خانواده بهعنوان اصلیترین بستر آن عبور کرد. بخش بزرگی از مسئولیت انسانی و ایمانی ما دقیقاً در همین نهاد شکل میگیرد. آیات الهی، سخنان پیامبران، خرد انسانی، عرف اجتماعی و فرهنگ تاریخی ما همگی بر این نکته گواهی میدهند که خانواده یک موضوع معمولی یا صرفاً اجتماعی نیست، بلکه مسئلهای حیاتی و سرنوشتساز برای سعادت انسان است.
سبک زندگی پاکدامنانه که این روزها بسیار درباره آن سخن گفته میشود، بدون خانواده معنا پیدا نمیکند. ریشه و پایه چنین زیستی در خانواده است. جامعهای که خانواده در آن سست شود، نمیتواند انتظار پایداری اخلاقی و معنوی داشته باشد. کتاب آسمانی با زبانی هشداردهنده انسانهای باایمان را فرا میخواند که خود و خانواده خویش را از سقوط و تباهی نجات دهند. زیان واقعی آنجاست که انسان در فرجام کار، نهتنها خود، بلکه خانوادهاش را نیز از دست داده باشد. این باخت، بزرگترین شکست است؛ شکستی که در آن هم دنیا و هم آینده نابود میشود.
از همینرو تأکید میشود که در زندگی پاکدامنانه، تربیت دینی خانواده جایگاهی اساسی دارد. نمود روشن این تربیت، توجه به عبادت، پیوند با خدا و تقویت روح بندگی در فضای خانه است. وقتی والدین فرزندان خود را به عبادت، شکیبایی و مسئولیتپذیری دعوت میکنند، در واقع بنیان اخلاقی خانواده را استوار میسازند. چنین تربیتی تنها به درون خانه محدود نمیماند. فرزندی که در خانواده با ارزشهای دینی رشد کرده، در جامعه نیز حامل همان پیام میشود و به اصلاح محیط پیرامون خود میپردازد. نخست خانه شکل میگیرد و سپس جامعه از آن نیرو میگیرد.
نقش خانواده در این میان بیبدیل است. اگر گاهی در جامعه شاهد سستی برخی رفتارهای اخلاقی هستیم، در بسیاری از موارد ریشه آن را باید در تربیت خانوادگی جستوجو کرد. البته همیشه استثناهایی وجود دارد، اما قاعده غالب این است که تربیت درست در خانواده، ثمر میدهد و اثر خود را نشان میدهد. خانواده، نخستین و مهمترین بستر تربیت دینی و زیست پاکدامنانه برای فرد و جامعه است.
افرادی که به رستگاری میرسند، خود اعتراف میکنند که در خانوادهشان نگران، دلسوز و مسئول بودهاند. این دغدغهمندی نسبت به همسر و فرزند، نشانه روشن سلامت ایمانی است. پاکدامنی، ستون استواری خانواده و جامعه بهشمار میآید و کسی که مسئول خانواده است و نسبت به آن حساسیت دارد، در واقع مسیر خوشبختی خود و دیگران را هموار میکند. در این ساختار، هر یک از زن و مرد نقش مشخص و مهمی دارند. مدیریت خانه، پرورش فرزندان و ساماندهی فضای عاطفی خانواده مسئولیتی سنگین و سرنوشتساز است که بدون توجه و همکاری دوطرفه به نتیجه نمیرسد.
مسئولیت در خانواده تنها یک شعار اخلاقی نیست، بلکه انسان در برابر آن مورد بازخواست قرار میگیرد. هر سرپرستی درباره کسانی که تحت مراقبت او هستند پرسیده میشود؛ هم مرد نسبت به خانواده خود و هم زن نسبت به خانه و فرزندان. هیچکس نمیتواند از زیر بار این مسئولیت شانه خالی کند. خانواده یک نعمت است؛ همسر نعمت است و فرزند نعمت است و نعمت اگر پاس داشته نشود، تباه میشود. تباه کردن خانواده فقط به محرومیتهای مالی محدود نمیشود، بلکه بیتوجهی به آموزش، اخلاق و تربیت دینی نیز مصداق روشن آن است.
رها کردن خانواده، بیتفاوتی نسبت به رشد فکری و معنوی فرزندان، یا تصور اینکه صرفاً فراهم کردن رفاه مادی کافی است، خطر بزرگی است. چنین نگاهی نهتنها خانواده را از مسیر درست خارج میکند، بلکه انسان را از رحمت الهی دور میسازد. زندگی پاکدامنانه برای آن است که انسان را به رستگاری برساند و خانواده سالم، راه اصلی این رسیدن است.
از حقوق اساسی خانواده، توجه به هویت فرزندان است؛ حتی انتخاب نام نیک برای آنان بخشی از همین مسئولیت بهشمار میآید. نامها حامل معنا و پیاماند و فضای اخلاقی خانه را شکل میدهند. انتخاب نامهای پاک و الهامبخش، بیتوجهی به مدها و الگوهای بیریشه، و دقت در همین امور ظاهراً کوچک، در حقیقت پاسداشت حق فرزند است. کوتاهی در این زمینهها میتواند نمونهای از نادیده گرفتن نعمت خانواده باشد.
در مجموع، جایگاه خانواده در زیست پاکدامنانه جایگاهی محوری و تعیینکننده است. هر کس نسبت به خود، خانواده و حتی کسانی که بهنوعی تحت مدیریت او هستند مسئول است. راه قرار گرفتن در گستره رحمت الهی، توجه دقیق و دلسوزانه به همین مسئولیتهاست. خانواده اگر درست دیده شود و آگاهانه پرورش یابد، هم انسان را میسازد و هم جامعه را، و این همان مسیری است که به سعادت واقعی منتهی میشود.
هفته نامه کاوان نشریه استان هرمزگان