به قلم : اسماعیل ذاکری
در مقالات گذشته که در هفته نامه کاوان به چاپ رسید در مورد ویژگی و انواع مدیریت بهطور کامل به شرح پرداختم.در این مقاله قصد دارم با توجه به نگاه کلی به انواع مدیریت در جامعه، به نوعی دیگر از مدیریت مسئولین عزیز ما در جامعه اشاره کنم. مسئولانی که یا کارآمد و یا ناکارآمد هستند.همانطور که متوجه شده اید علاوه بر مدیریت کارآمد، متأسفانه مدیریت ناکارآمد به دستههای نامطلوبی چون: مدیریت تحت فشار ، مدیریت تحت حمایت و مدیریت خنثی تقسیم شدهاست. مدیریت هایی که هر کدام تحت تاثیر شرایط پیرامون خود هستند.که بنده در ادامه مقاله به معضل مدیریت خنثی میپردازم. قبلاً اشاره کردم که مدیریت مطلوب مدیریتی است پویا فعال و پیشرو و مدیر یا مدیر مسئول موفق با خاصیتهایی چون: هوشمند، خلاق، بصیر و مطلوب اندیش و غیره شناخته میشود و شرح داده شد که مدیر پویا، خلاق و فعال کسی است که در اداره امور و ایجاد تحول و پویایی در حوزه تحت سرپرستی خویش در جهت دستیابی به هدفهای بلندمدت و پایدار بیشترین بهاء را به شناخت شخصیت مدیریتهای توانمند و خلاق میدهد. اما متأسفانه در سالهای اخیر پدیدهای شوم با عنوان مدیریت خنثی در جامعه شکل و بوجود آمده است، مدیریتی که با کمال تأسف باید اذعان نمود که درصد قابلتوجهی از مدیران جامعه امروز ما در سطوح مختلف را در بر میگیرد.
با کمی تأمل و تحقیق متوجه این پدیده بد خواهیم شد و یکی از عوامل مهم در عدم پیشرفت جامعه ما حضور مسئولانی با نوع مدیریت خنثی است در واقع مدیریت خنثی، مدیریتی است متأثر و ایستا، دهانبین و حادث گرا و مدیر خنثی کسی است که همواره با تأثیرپذیری از جریانات مختلف اجتماعی بهدور از بلند اندیشی و جامعهنگری بیبهره از اعتمادبهنفس و اقتدار بخش عظیمی از اوقات خود را بهطور مستقیم و غیرمستقیم صرف واکنش به حوادث و محرکات جاری مینماید. در واقع این مدیر از اهداف عالی و بلندمدت مجموعه مدیریتی خود غافل و همواره با تأثیرپذیری از جریانات مختلف اجتماعی در مدیریت خود دچار روزمرگی میشود و از هر گونه تحول، پویایی، خلاقیت ،نوآوری و مدیریت مدبرانه فاصله میگیرد همچنین اغلب گرایشهای فکری و یافتن پاسخ در برابر وضع موجود و حفظ و اداره آن است. چنین مدیریت دارای شاخصهایی از جمله تأثیرپذیری از تبلیغات مسموم و حاشیهسازی افراد بیهوده و بیمسئولیت در جامعهاست که این عامل در نهایت به ضرر مردم منتهی خواهد شد چراکه مدیر خنثی فقدان نگرش سیستماتیک در کارهای مدیریتی است که علت عمده تخلفات اداری منبعث از تغییر و نقض قوانین است که توسط این مدیر رخ می دهد.
به زبان ساده مدیر خنثی کسی است که همواره نگاه و دست نیاز به سمت مافوق خود دارد و یگانه هدفش را رضای مدیران بالادستی قرار میدهد این مدیران در هنگام برخورد با زیردستان خود نقش شیر را داشته و در برخورد با مافقان خود نقش موش را بازی میکند، یعنی شیر بودن آن ازسر قدرت و موش بودن آن نقش «بله قربان گو» را ایفا میکند. اینچنین مدیران که متأسفانه کم نیستند در درازمدت زیرمجموعه خود را چاپلوس و متملق بار میآورند و از سوی دیگر سرکوب کارگران و کارمندان را نهادینه میکنند این مدیر تن پرور حتی قدرت و شجاعت و شهامت ایستادگی در مقابل حرف نادرست و غیراصولی مافوقش را نیز ندارد حتی اگر نظر خودش مخالف با نظر مافوقش باشد. در این نوع مدیریت، سیستم مدیریتی عزت نفس کافی نداشته و مدیر خنثی بهجای بهبودی اوضاع، تمام تلاشش برای راضی نگهداشتن مافوق خود صرف میکند و بر اساس یک وظیفه فرا ضابطهای و با چاشنی روابط ارجحیت دارد بر ضوابط، بهدور از رسالت اجتماعی و الهی در پست مدیریت اشتغال دارد، چون شخصا عافیتطلب است ، قدرت خطرپذیری نداشته و توانایی ایجاد تحول و اصلاح مجموعه خود را ندارد. چنین مدیری تنها در یک مجموعهای آرام و نظامیافته خنثی میتواند مدیریت کند و از مدیریت در بحران، گریزان است و برای حفظ موقعیت خود دست به هر اقدامی میزند که کمترین رفتار آن چاپلوسی مدیران بالا دستی است.
لذا ازآنجاییکه تجارب علمی در قلمرو و اداره نهادها و سازمانها در جوامع کشور حاکی از آنست که بیشترین نقش و مسئولیت به هنگام شرایط خاص، موقعیت های گوناگون و در وضعیت های عادی و بحران متوجه مدیریت است، هر جامعه باید از مدیران ناکارآمد ،نامطلوب به ویژه مدیران خنثی عاری باشد تا آن جامعه بتواند به سوی پیشرفت، آبادانی، تحول، قدرت و گسترش عدالت گام برداشته و موفق عمل کند.
امیدواریم روزی برسد که چنین مدیرانی منفعت طلب، خنثی خانه نشین و مدیران لایق، دلسوز ، جهادی و انقلابی جایگزین آنها باشند.
به امید ایرانی آباد برای هر ایرانی/ انتهای پیام
هفته نامه کاوان نشریه استان هرمزگان